به نام يگانه خالق آسمانها و زمين

 

مقدمه‌اي بر روانشناسي سيستمهاي رايانه‌اي

محقق: محمد حسين دالوند

 ( دانشجوي سال دوم رشته آي تي 1383 )
 

مقدمه :
آيا تا بحال به اين نكته انديشيده ايد، كه چه چيزهايي باعث زيبايي يك برنامه رايانه‌اي مي شود؟
آيا تابحال، به روشهايي براي كاربرپسند كردن يك برنامه و يا يك سايت وب  و يا يك نوشته  معمولي انديشيده ايد؟ چه روشهايي به ذهن شما خطور كرده است ؟ آيا نياز به يك گرافيست تنها راه حل مشكل است ؟ آيا اصولا خود رايانه اجزايي از زيباشناختي را دارد؟
با جواب دادن به سوالات مطزح شدۀ بالا، مي توانيم يك شماي كلي در رابطه با روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي را كسب نماييم .

تعريف :
چه تعريفي در مورد روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي مي توانيم ارايه نماييم ؟ آيا اصولا مجاز هستيم به رابطه روانشناسي و رايانه بپردازيم؟ آيا مي‌توانيم رايانه را يك موجود زنده تصور كنيم ؟
يك تعريف كلي و منحصر به فرد مي تواند، خط مشي روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي را روشن نمايد:
به طور كلي، روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي، علمي است كه به بررسي رابطه بين انسان و ماشين مي پردازد. در تعريف ديگر، مي توانيم آنرا به علمي كه رابطه‌ي انسان و ماشين را نزديك مي كند، تشبيه كنيم.
 

مقدمه اي بر روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي :
با توجه به تعريف ارايه شده، روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي را مي توان به انواع و دسته هاي زير تقسيم نمود :
1- روانشناسي فضاهاي مجازي

Cyber space psychology

2-روانشناسي رنگها در رايانه

Color psychology with computer

3-روانشناسي كاربر و رايانه

The psychology between computer and user

مبحثي كه در اينجا محوريت بخث ما را تشكيل مي دهد، روانشناسي رنگها در رايانه و روانشناسي كاربر و رايانه مي باشد.

بررسي اساس روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي:
به طور كلي همانطور كه مي دانيد، انسان و حيوان هردو در اينكه جهان را احساس مي كنند، با يكديگر مشترك هستند، و حتي برخي از حيوانات داراي سيستم عصبي بس پيچيده‌تري نسبت به انسان مي باشند. در اين صورت است كه مي گوييم حيوانات جهان، احساسي كاملتري نسبت به انسان دارند.
از طرف ديگر همانطور كه ميدانيد، ادراكات حسي سرآغاز كسب معرفتهاي جديد در انسان مي باشد. و همانطور كه مي دانيد، دستگاههاي عصبي انسانها با يكديگر برابر مي باشند، پس معرفتهاي كسب شده از ادراكات انساني براي تمام انسانها برابر مي باشد. در واقع اين انسان است كه با كمك نيروي عقل و استنتاج و استدلال خويش برداشتهاي مختلفي را نسبت به آن حس دارا مي باشد. در مورد تاثيرات برنامه ها و سايتهاي رايانه‌اي بر روي انسان نيز، روش و مسير به همان صورت است. به عنوان مثال، سايت yahoo را در نظر بگيريد؛ بسياري از آن به عنوان يك سايت زيبا نام مي‌برند.

علت چيست ؟
پاسخ در يك عبارت است! و آن اين است : استفاده‌ي صحيح و بجا از اصول روانشناسي رنگها و روابط متقابل كاربر و رايانه؛ چيزهايي كه ما از آنها به عنوان روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي نام برديم. پس از آنجا كه هر انساني داراي استدلالها و استنتاجهاي خاص خود در زمينه هاي حسي مي‌باشد، پس به همان اندازه نيز، شما با نظرات و آرا مختلف در مورد سايت وب  خود و يا برنامه ي رايانه‌اي خود مواجه خواهيد شد.
پس نياز مبرم به يك رشته آمارگيريهاي دقيق در اينجا احساس مي شود. در سال 1986 شركت آي بي ام، و اپل در يكسري آمارگيريهاي مشترك در مورد صفحه كليد مناسب براي كاربران رايانه به نظر واحد صفحه كليد امروزي رسيدند.آمار گيري انجام شده در آن زمينه، تماما بر روي دستان كارمندان دو شركت بازرگاني در ايلتهاي پنسيلوانيا و تكزاس انجام شد و جمعا در حدود 1500 نفر در آن شركت كردند. در آن آمارگيري  فاصله بين انگشتان دست كاربران، و فاصله ي چشمان آنها از دستانشان از ميز كارشان و ... اندازه گيري شده بود. ولي، براي راه اندازي يك سايت وب  جديد، شما نيازي به اطلاعات در حد و گستردگي آن شركتها نداريد، زيرا:
1-شما يك سايت وب  شخصي را راه اندازي مي كنيد
2-سايت وب  شما قرار است كه در مورد خاصي تخصص داشته باشد
3-بازديدكنندگان آن محدود به منابع عرضه شده بر روي سايت وب  شما است
4-سايت وب  شما قرار نيست بخشي از زندگي روزمره اشخاص باشد
5- و ...
از طرف ديگر اجزاي اصولي يك رايانه نيز طراحي و ساخته شده اند. درواقع، همه چيز بستگي به محيط عرضه اطلاعات شما دارد. درواقع  كاربران يك محيط عرضه‌ي اطلاعات ، بنا بر ساختار خاص آن محيط داراي استدلال و انتظار يكساني از نحوۀ عرضه‌ي اطلاعات دارند.

تعريف يك محيط عرضه‌ي اطلاعاتي :
به طور كلي: محيط پشتيباني اطلاعات شما را يك محيط عرضه اطلاعاتي مي نامند. به عنوان مثال، در بحث اينترنت، محيط جستجوگر وب شما ( براي مثال، محيط گرافيكي اينترنت اكسپلورر) را يك محيط عرضه‌ي اطلاعاتي مي نامند. اگر شما يك برنامه نويس هستيد، محيط سيستم عامل شما، همان محيط عرضه‌ي اطلاعاتي براي شما است.

اساس يك محيط عرضه اطلاعاتي :
اساس يا چارچوب يك محيط عرضه‌ي اطلاعاتي، فقط در زمينه هاي گرافيكي قابل تعريفند. در زمينه‌ي برنامه نويسي، اساس يك محيط عرضه‌ي اطلاعاتي، چهارچوب رايج سيستم عامل است. به عنوان مثال، در محيط سيستم عامل ويندوز شركت مايكروسافت، اساس همان پنجره هاي ويندوز است. يعني شكل چهارچوب همراه با دكمه هاي كنترل اندازه ي پنجره . دكمه هاي كنترل، همان × و – و # مي باشند.
حال اين به چه معنا است. خيلي ساده است. در واقع اين بدان معنا است كه از اين پس اگر شما برنامه اي در اين اساس و چارچوب نوشتيد، كاربران آينده‌ي نرم افزار شما، انتظار برخورد با همان دكمه هاي كنترل را در برنامه ي شما در همان محل متداول دارند. اما در دنياي وب و اينترنت، اساس كاملا متفاوت است.
درواقع اين درست است كه شما بايد پيروي اساس ارتباطها و گرافيكهاي استاندارد باشيد، ولي قالب كلي را شما به كاربر معرفي مي كنيد. صفحه اول سايت وب  شما حكم معرفي اساس كلي و چارچوب كلي سايت وب  شما را دارد.
اگر كمي دقت كنيد در مي‌يابيد كه اساس كليه صفحات yahoo به يك شكل است. حداقل آن بحث رنگ زمينه است. به عنوان مثال، شما در كليه صفحه‌هاي اين سايت، زمينه را به رنگ سفيد خواهيد يافت.قسمت ديگر، نشان yahoo است، كه در سر مجموعه ها همگي به يك شكل است.
پس شما در سايت وب  خود دنيايي متفاوت را براي كاربر خواهيد ساخت، و در اين دنياي جديد اين ايده و نظر شما است كه بايد بر استدلالها و استنداجهاي كاربر حكومت كند و يا حداقل به آنها جهت بدهد .بحث ما در اينجا راجع به محتوي سايت شما نمي باشد و نخواهد بود. در واقع ما در اينجا راجع به قالب منحصر بفرد براي موضوع سايت و يا برنامه ي شما بحث مي كنيم.

عناصر سازنده‌ي روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي :
همانطور كه گفته شد، راونشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي به رابطه‌ي بين انسان و ماشين مي پردازد. در واقع، موضوع بحث برانگيز آن براي كاربر، اهداف ورود و خروج اطلاعات است. به بيان ديگر، كاربر هيچوقت پيرو منطق رايانه، همانند يك برنامه نويس نمي باشد. نكته جالب اينجا است كه خود برنامه نويس هم سعي در خارج كردن برنامه‌ي خود از حال منطق رايانه دارد. پس شما هيچوقت در يك برنامه‌ي حرفه‌اي ، ورودي اطلاعاتي مانند، اگر – بود – نبود نخواهيد داشت، بلكه حداكثر ورودي شما در مقايسه با زبان ماشيد از قبيل، اگر بود – اگر باشد – آيا – بوده – نبوده – نخواهد بود – ندارد ، است .نكته بسيار ظريف است و براي تشخيص آن ما به فردي نياز داريم كه از رايانه هم چيزي سر در نياورد و هم در بياورد!
پس با توجه به اين تحليل، روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي در حوزه‌ي زماني كار مي كند كه پردازش در رايانه انجام مي‌شود. به عبارت ديگر، از زمان پرش رايانه تا جواب كاربر و از زمان جواب كاربر تا جواب رايانه. پس يك كابر در هرنوع برنامه ي رايانه‌اي در حال پيروي از خط مشي برنامه نويس، كه مبتني بر منطق رايانه مي باشد، پيروي مي كند. براي روشن تر شدن موضوع، به زماني فكر كنيد، كه كاربر جواب غير منتظره اي از رايانه دريافت مي كند كه خودش را نيز حدس نمي‌زده است.
براي يك برنامه نويس حل اين معما با بررسي سطر به سطر برنامه ، اين مشكل حل شده است. اما براي يك كاربر رويارويي با پرسشهاي جديد و تفكرات منتهي به آن است. مثال پيشرفته‌ي اين رواديد را مي‌توان در زمينه‌ي هوش مصنوعي كه در بازيهاي رايانه‌اي به كار مي رود، مشاهده نمود. پس شما نيز به نقش هدايتگر يك برنامه‌ي رايانه‌اي احتمالا ايمان آورده ايد.

متغيرهاي روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي :
براي خلق يك اثر هدايت گر با استفاده از مبحث روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي ما نياز به تسلط كافي بر چهار عامل زير داريم :
1-رابط منطقي ( بر مبناي منطق انسان )
2-رابط گرافيكي
3-رابط صوتي و تصويري
4- هدف مندي

الف)رابط منطقي :
در اينجا مخور بحث ما برنامه نوسي نيست، زيرا يك برنامه نويس ملزم به استفاده از منطق رياضي و در نهايت منطق رايانه‌اي در برنامه‌اش است . در اينجا محور بحث ما اين است كه يك برنامه نويس چه بايد بكند كه كاربر احساس كند كه با موجود  هوشمندي در ارتباط است! يك مثال ساده بازي حدس اعداد است .در اين بازي، رايانه به تصادف عددي را انتخاب مي كند، و سپس كاربر را وادار به حدس و گمان مي كند.
 ابتدا از كاربر پرسيده مي شود، فكر مي كنيد چه عددي در ذهن من است! فرض كنيد عدد مورد نظر 12 باشد. اگر كاربر عدد 5 را به عنوان مثال وارد كند، بر اساس منطق رياضي زير رايانه در جواب به او مي گويد، عددي كه شما انتخاب كرديد كمتر از مقداري بود كه من در ذهن دارم !

If A<12 Then Print “ Your selected number was less then mine”

فكر مي كنم، محور اصلي بحث مشخص شد. در اينجا كلمات حول منطق رياضي هستند كه منطق انساني را مي سازند.

ب)رابط گرافيكي:
در دنياي رنگارنگ سيستم عامل‌هاي امروز، و همچنين گرافيستهاي خلاق، هيچكس منكر نقش تصاوير گرافيكي مرتبط با موضوع نمي باشد. هيچكس منكر نقش هدايت كنندۀ تصوير يك توپ فوتبال در سايت فيفا نمي باشد. محور اين مبحث استفاده و يا ايجاد تصاوير مرتبط با موضوع سايت و يا برنامه ي شما است.

ج)رابط صوتي و تصويري:
استفاده‌ي بجا از يك موسيقي آرام بخش و يا هيجان آور در يك سايت و يا برنامه ي كاربردي مي تواند كاربر را مشتاقتر و يا متنفر از سايت وب  شما سازد. خواندن يك جمله، مثلا خبر يا پيام خوش آمد گويي در ابتداي سايت شما، ايدۀ بس جالبي است كه به مورد اول يعني منطق كمك شاياني خواهد كرد.

د) هدف:
به هر حال شما از طراحي سايت وب تان هدف خاصي را دنبال مي كرديد و مي كنيد. طراحي سايت و يا برنامه ي شما بايد بر اساس رسيدن به هدف شما باشد. اگر يك سايت ثبت نام براي مسابقه‌ي فوتبال طراحي مي كنيد، بايد تمام اركان قابل مشاهده در اين سايت ، هدف را كه همانا ثبت نام براي مسابقه است را نشان دهد.

و در پايان :
روانشناسي رايانه و سيستمهاي اطلاعاتي، در سطح گسترده تري با نام ، روانشناسي انسان و ماشين مورد بحث قرار مي گيريد، و همه  سازندگان و خلاقان به صورت آگاهانه و يا نا آگاهانه از آن بهره مي برند.به عنوان مثال، در صنعت خودروسازي امروزي، به بررسي اين رابطه انسان ( راننده ) و اجزاي اتومبيل مي پردازند و سعي بر آن است كه احساس رانندگي را براي راننده لذت بخش‌تر كنند، كه امروزه شاهد آن نيز مي باشيم.نكته‌ي مهم استفاده بجا و حساب‌شده از نيروي انساني است.  اگر دقت كرده باشيد، در كارخانه‌هاي ساعت‌سازي قديمي ، كارهاي نصب چرخ و دندۀ ساعتها را به خانمها مي دادند. علت ظرافت و دقت بوده است . در اينكه خانمها در سليقه حرف اول را مي زنند، حرفي نيست. پيشنهاد استفاده از خانم گرافيست تحصيل‌كرده مي‌تواند يك گزينه مناسب باشد. به هر حال شركتهاي بزرگ تجاري از اينگونه ريزه كاريها بهره جستند و موفق شده اند.